تبليغاتX
jigar tala

jigar tala

شرح روییدن عشق

این جیگر طلا هم خیلی دلش می خواد زود عروس بشه

   

ببین بگو ماشاالله

   
بيست ويک تير عروسي عمو داريوش بود کيانا لباس کردي به رنگ صورتي پوشيده بود تا آخر مراسم هم رقصيد البته رقص کردي بلد نبود فقط بالا و پايين مي پريدعمو با زنش يه چند روز خونه اخي بودند به قول کيانا جون خيلي از خونه اخي خوششون اومده

ديروز عصري همه خونه بابا بوديم کيانا اومده جلو ميگه عمه از خونه پدر شوهرت چه خبر ؟؟

مامانم بهش گفت اين چيز ها رو از کجا ميدوني تو در جواب ميگه خونه پدر شوهر تو کجاست ؟کيه

خاله باباش براش پارچه خريده بود لباس کردي بدوزه ميگه مامان عروسي عمو داريوش ميپوشم

مامان:کيانا عمو داريوش عروسي کرد نوبت عمو سيامک

کيانا:بعد عمو بابک بعد هم اخي

مامان:نه کيانا جون اخي خيلي وقت با بابا علي عروسي کرده

کيانا نه پس چرا ما نرفتيم؟

ديشب خونه بابا بزرگ که بوديم باباش رفت بيرون شوهر عمه هم باشگاه بود ساعت نزديک يازده بود زنگ زد به بابايي که بيا بريم خوابم مياد تلفن که قطع کرد برگشته به من ميگه ديدي باباي تو هنوز نيومده (منظورش شوهرم)منم يه سر تکون دادم گفتم خوش به حال تو

   

ماجراهای کیانا

ديروز عمه تو خونه تنها بود کيانا و ماماني هم تنها بودند عمه رفت پيش کيانا جون و ماماني  کيانا براي عمه کلي نقاشي کشيد اونهم چه نقاشي هايي يکي از يکي قشنگ تر
 وقتي هم که حوصله اش سر رفت موبايل عمه رو برداشت واز هر چيزي که تو خونه بود عکس گرفت مثل خاک گلدونا  کابينت هاي آشپزخونه وقوري رو سماور
 
اينقدر که شارژ موبايل تموم شد
بعد  رفت سراغ موبايل مامانش با موبايل مامان کليپ  درست ميکرد نمي دونم اينو از کي ياد گرفته بود
 برای شام اخی و بابا بزرگ هم اونجا اومدند بعد از شام اخی می خواست با چاییش شکلات بخوره که یهو کیانا داد زد ااااااااا مامان اخی داره شکلات میخوره همین که مامانش گفت اشکال نداره خودش هم رفت سراغ جا شکلاتی و دو تا برداشت یکی رو خودش نوش جونش کرد اون یکی رو هم به شوهر عمه اش داد مامان گفت کیانا جان به همه تعارف کن ظرف رو برداشت همین که شوهر عمه اش خواست برداره گفت نه تو خوردی بیچاره شوهر عمه اینقدر سرخ شد
جالبتر اینکه نزدیکای ساعت ده  که شد پرسید عمه شما شب اینجا میخوابید فکر میکنم منظورش این بوده که رفع زحمت کنید
امروزعصری کیانا وبابا ومامان و اخی و عمو و عمه رفتیم دیدن نامزد عمو
اخی لباس خیلی قشنگ و مرتبی پوشیده بود همین که کیانا دید گفت به به لباساشو نگاه کن بعد یه کم که از خونه دور شدیم میگه این لباسا اصلا بهت نمی آد چرا صورتی نپوشیدی
تو ماشین همه اش می گفت چقدر لبام خشک شده (منظورش این بود که روژ لب میخوام ) وای این جیگر طلا یه بلایی هر وقت مامان رو می بینه که یه دستی به سر و روش کشیده میگه منم میخوام مامان هم بهش گفته هر قت بزرگ شدی درس خوندی بعد دانشگاه رفتی اونوقت آرایش کن
الان هر وقت بخواییم جایی بریم  همه رو می بینه که به خودشون رسیدن میگه عمه من هر وقت بزرگ بشم و درس بخونم بعد آرایش می کنم

   
   
کیانا تازگی همه حروف انگلیسی رو می تونه بنویسه و تلفظ کنه جایزه اش هم یه شلوار صورتی خوشکل بود که عمه براش خرید بعد از تشکر کیانا میگه عمه میشه یه تاب صورتی هم برام بخری

                         آخه میخوام با این شلوار صورتی بپوشم

یه نکته جالب در مورد کیانا از اونجایی که هر وقت مامان بنده کیانا رو می بوسید وبهش میگفت اخی  چقدر چسبید به مامانم میگه اخی و با همین اسم صدا میزنه

به اون یکی ماربزرگش هم میگه حممخفف اسم حبیبه(مادربزرگ مادری)به پدر بزرگ مادری اش هم میگه بابای حم(بابای مامان کیانا)به خاله پرستو میگه په پو   

به شوهر خاله پرستو میگه مسدود(مسعود)    به خاله پریسا میگه پی

به خاله انیسا میگه انیسبه خاله کژال میگه تژولی اسم عمه رو خیلی خوب تلفظ میکنه وقتی تازه داشت حرف زدن رو یاد می گرفت اینقدر باهاش سرو کله زدم و با دادن خوراکی بهش رشوه دادم که بالاخره درپایان روز تلفظ عمه رو یاد گرفت

   
                           کیانا با عمه و مامان باشگاه میره

    اون تمام حرکات ونرمش ها رو انجام میده البته یه خورده قره قاطی

           وقتی هم که رفت خونه دوباره نرمش ها رو انجام میده

                               معلومه به ورزش علاقه داره 

           اون سعی میکنه تو کارهای خونه هم به مامان کمک کنه

            برای مثال کیانا ریخت و باش میکنه مامان هم جمع میکنه

اما نه اگه کیانا بدونه خیلی ناراحت میشه آخه اون مامان رو خیلی دوست داره مگه نه

 

   
 

 

 

کیانا نقاشی کشیدن رو خیلی دوست داره بابا براش چند تا کتاب رنگ آمیزی خریده

 صبح که از خواب بیدار میشه کتاب ها رو با جعبه مداد رنگی بر میداره وتند تند رنگ میزنه

نمی دونم چه اصراری داره که زود تمومش کنه؟

   

کیانا با لباس کردی

   

چه چیزها که بلد؟

کیانا می تونه حروف انگلیسی رو بخونه ولی فقط هفت حرف بلد بنویسه اون میتونه تا ۳۰بشماره

اونا خونه هاشون رو تازه عوض کردند کیانا خونه جدید رو خیلی دوست داره و دوست داره همه عروسکاش رو تو اتاق جدید قشنگ بچینه

کیانا لباس کردی خیلی دوست داره آخه اون یه دختر کرد دیروز لباس کردی خیلی قشنگی خرید به رنگ قرمز زودی هم باهاش عکس گرفت یه عکس خوشکل

 

   
powered by : Blogfa , free persian blog service.

pictofxt

Lovely Bear Template

template id : TBF_003 template name : Lovely Bear

kiananaz

عمه

http://kiananaz.blogfa.com

jigar tala

من عمه کیانا هستم می خوام جیگر طلا رو جشن ۷یا۸سالگی بهش هدیه بدم که خودش ادامه بده شرح روییدن عشق Free Blog Templates

Template Design Workshop offers professional web templates, flash templates and other web design products available for immediate download. This template also designed by Template Design Workshop design team. You can download free templates for your site, blog, cms or portal. Feel free to contact us about new templates.

Multimedia Design Group Multimedia Design Group Medium Blog Medium Blog Free Blog Templates Blog Templates Free Blog and Site Templates Flashmate Free Persian Blog Templates. Advanced Persian Blog Templates. pictofxt